اگه موج می دونست که ساحل هیچ وقت دستشو نمی گیره... برای رسیدن به اون انقدر نفس نفس نمی زد.
......................................................
فهمیدن عشق را چه مشکل کردند... ما را از درون خود چه غافل کردند... انگارکسی به فکر ماهی ها نیست ..
سهراب بیا، که آب را گل کردند..!!
......................................................................
شبی بی حوصله رفتی ،دعا کردم که برگردی خدا را تا سحر آن شب صدا کردم که برگردی کنار پیچک خاموش و سرد باغچه ماندم... نمی دانی کجا رفتم ،چها کردم که برگردی...
......................................................................................
اشکي که بي صداست / پشتي که بي پناست / دستي که بسته است / پايي که خسته است / دلي که عاشق است / حرفي که صادق است / شعري که بي بهاست / شرمي که اشناست / دارايي من است / ارزاني شماست
....................................................................................................
تکيه بر ديوار کردم خاک بر پشتم نشست. دوستي با هر که کردم عاقبت قلبم شکست. آن قدر رنجي که دنيا بر دل ما مي کند ... بر دل هر کس کند او ترک دنيا مي کند. با خودم گفتم که:
فردا ترک دنيا مي کنم
..........................................................................
غم اومده انگشت بر در ميزنه... هر ضربه انگشت او بر سينه خنجر ميزنه... از غم نمي پرسي چرا اي بيوفا.... رسم وفا را از غم بیاموز که با ان همه بيگانگي هرشب به ما سر ميزنه
.........................................................................................
ما کسايي که به فکرمون هستن رو به گريه مي اندازيم....
ما گريه مي کنيم براي کسايي که به فکرمون نيستن
و ما به فکر کسايي هستيم که هيچوقت برامون گريه نمي کنن...
..........................................................................................................
هر كس به طريقي دل ما مي شكند / بيگانه جدا دوست جدا مي شكند
بيگانه اگر مي شكند حرفي نيست / من در عجبم دوست چرا مي شكند



