تبليغاتX
Fugitives
اینم بقیش

* اين ايراد گرفتن ها را با پدر و مادرش هم داشت؟
- بله. بالاخره يك ايراد كوچكي مي گرفت.

* آن برادر ديگرتان كجاست؟
- او ده سال بعد از مرگ سهراب سكته كرد و درگذشت.

* سهراب امور اقتصادي اش را چه طور مي گذراند؟ آخر مدتي كار دولتي مي كرد و بعد كلاً كار دولتي را كنار گذاشت.
- او اصلاً نمي توانست كار اداري داشته باشد و هر جا مي رفت فوراً از آنجا بيرون مي آمد.

* سال هاي آخر زندگي، خرج روزمره اش را از كجا مي آورد؟
- وقتي نمايشگاه هاي نقاشي اش را داير مي كرد، تقريباً همه تابلوهاش فروش مي رفت، بعد هم با آن پول ها مي رفت و دنيا را براي خودش مي گشت. من هم درآمد نسبتاً خوبي داشتم. سمفوني در آن زمان وضع خوبي داشت. به هر حال اصلاً برايمان مطرح نبود كه چگونه پول به دست آوريم. يعني مشكل مالي نداشتيم.

* با توصيف هايتان به نظر مي رسد با توجه به طيف فرهنگي رايج در همان سال ها، سهراب روحيه مرد سالار داشته؟
- نه. اصلاً .

* رابطه اش با شعر خودش چگونه بود؟ مثلاً پيش مي آمد كه براي شما شعر خودش را بخواند؟
- فقط گهگاه شعرش را برحسب اتفاق در روزنامه اي يا مجله اي مي خوانديم. اصلاً اهل اينكه شعري براي كسي بخواند نبود. حتي يك دفعه خواستند از زندگي اش فيلم بسازند، ولي او حاضر نشد. بعضي مواقع هم با دسته گل مي آمدند پشت در خانه و من كلافه مي شدم تا آنها را راضي كنم كه از خير فيلم ساختن براي زندگي سهراب بگذرند. حتي او حاضر نشد شعرهاش را بخواند تا به صورت نوار تكثير شود.

* ولي يك نوار در بازار است با صداي خود سهراب.
- آن نوار ماجرايي دارد. سهراب يك روز بلند مي شود و مي رود كاشان سراغ دوست جراحش آقاي فيلسوفي. در آن نوار سهراب براي بچه هاي دكتر درباره معماري و اين جور چيزها صحبت مي كند و البته اين صحبت ها در لوح فشرده (CD) هم تكثير شد اما صداي او خيلي ضعيف و خش دار است.

* چرا نمي خواست نواري از شعرهايش منتشر شود؟ دليل خاصي در ميان بود؟
- به دليل تواضعش بود. بعضي شاعران بيهوده خودشان را بزرگ مي كنند. اما او برعكس بود. به نظر من هنرمند بايد متواضع باشد.

* در زندگي چه چيزهايي دوست داشت؟ مثلاً ميانه اش با موسيقي چگونه بود؟
- اغلب موسيقي كلاسيك گوش مي كرد. اما آهنگهاي اصيل موسيقي ايراني را هم مي پسنديد، مثل بنان و...

* مي گويند سهراب به فوتبال هم علاقه داشت. اين علاقه اش را چه طور در خانه نشان مي داد؟
- مي نشست و فوتبال تماشا مي كرد. فوتبال هم بازي مي كرد.

...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط Farari در ساعت | |